بیان احوال وجودی
به یاد خدای مهربان
من سفری به درون خودم میکنم و حال و احوال درونی خودم را به صورت دلنوشته و یا شعر بیان میکنم
نگاه من به درونم و بیان اضطرابهای درونیام به عنوان یک انسان است اضطراباتی که کمابیش بین ما آدمیان مشترک است
آنچه بر روی کاغذ میآورم احوال زیست جهانم به عنوان عضو کوچکی از این جهان پر تلاطم و بیاعتبار است جهانی پر از غوغای ناپایدار که هر لحظه به صورتی نمایان میشود و با صد زبان میگوید که تو بسیار موقتی هستی و دل بستن به ناپایداری نهایت اشتباه یک انسان است